دلم برای» نمیتوانم بگویم ها » تنگ است
نمیدانم «چه ها» باز سراغ دلم آمده اند
دستم به کار «هیچ » دیگر گرم نمی شود
برای «می شود هایم » دنبال بهانه می گردم …
نوشته شده در دل نوشته هایم | ۱ دیدگاه »
برای تعطیلات کریستمس و سال نو کلی برنامه ریخته بودم که شکر خدا هیچکدامشان عملی نشد که باز شد همان آش و همان کاسه. چون اولین سال تحویلی هست که درآمریکا هستم ، دنبال این بودم که بفهمم امریکایی ها سال نو را چه جوری شروع میکنند یا چه مراسم ویژه ای دارند. برای هممین از دوستان و از این و آن سوال میکردم که در حقیقت آخرش هم چیز زیادی دستگیرم نشد بجز این چند مورد که فقط یه درخت کاج دارند که کلی زیرش برای بچه ها و اعضای خانواده و… هدیه قایم میکنند و یه چیزی مثل جوراب قرمز گنده هم از در و دیوارخانه هاشون آویزان میکنند و خریدن ولباس نو وتغییر دکوراسیون هم برای اونایی که وضعشون خوبه مثل عید ایرانی ها هم چنان به راه است و …و یک مورد خاص که یکی از دوستان سفارش اکید کرده بود که حتما باید در همان لحظه ی سال تحویل انجام بشه و گرنه تحویل سال و این حرفا معنی ندارد ، ان هم بوسیدن کسی که دوستش داری درست در لحظه ی تحویل سال میلادی وچون برای خود من موردی نبود کلن بیخیال مسئله شدیم حالا میخواهد سال تحویل برای ما هم تحویل بشود یا نشود اما گذشته از همه ی این حرف ها برای ما ایرانی ها که عادت داریم سال نو را با دعای سال تحویل و آهنگ مخصوص و سفره هفت سین وسفته سال نو اغاز کنیم کنار امدن با همین چند تا مورد خشک و خالی سال تحویل امریکایی کار سختی بود به نظر مان رسید why not چرا که نه ؟ بالاخره باید از یه جایی شروع کرد برای همین در اولین قدم دعای سال تحویل خودمان را ترجمه نموده و در اختیار آمریکایی ها قرارمی دهیم تا کم کم بفهمن اصلن سال تحویل یعنی چه ؟ مگه میشه همین جوری صاف و ساده سال تحویل بشه آن هم بدون تعطیلات طولانی ؟! واقعا که…
اینم دعای مخصوص تحویل سال میلادی و هرکسی که این را میخواند خواهش میشود در اشاعه ی ان بکوشد و به دیگران بیاموزد اجرکم عند الله .
Notice :The American culture hasn’t special prayer for moments of
changing year ,so I have to translate our doeaye sale tahvil to
English,please learn this special prayer then teach the other people.Hey changer hearts and eyes
Hey changer our circumstances
Hey manager our nights and days
change our circumstances the best circumstances
نوشته شده در روز مرگی هایم | بیان دیدگاه »
گرامی باد 16 اذر روز دانشجو
نوشته شده در روز مرگی هایم | بیان دیدگاه »
بعضی وقت ها اتفاقاتی در زندگی ما رخ میدهد که حتی تصور آن هم برای ما غیر ممکن بود .برای من یکی از این اتفاقات خیلی نادر پیش آمد ه و الان برای ادامه تحصیل درخارج از کشور هستم .ورود به دنیای جدید در کنار جاذبه ها و فرصت هایش ،مشکلات و تبعات خودش را به همراه دارد خصوصا برای من که هنوز زبان یکی از مشکلات عمده ی من است .حل کردن مسئله زبان و آموز ش کامل آن تا حدی که بشود در مقطع مستر و بالاتر تحصیل کرد یکی از درگیری های ذهنی این روز های من است برای همین فرصت ،فکر کردن و نوشتن در مورد مسائل دیگر را ندارم هرچند احساس میکنم از خودم برای مدتی دور خواهم شد اما این روز ها را به امید باز شدن پنجره های جدید پشت سر میگذارم و همه ی سختی هایش را هم بجان خریدم و حس میکنم مثل سابق زمان کافی برای نوشتن وبروز نگه داشتن وبلاگم را نخواهم داشت اما در هرحال دراولین فرصت ، نوشتن را از سر خواهم گرفت هرچند فقط برای دل خودم باشد.
نوشته شده در دستهبندی نشده | 4 دیدگاه »
با رد طرح دوفوریتی طرح آبرسانی به دریاچه ارومیه توسط نمایندگان مجلس امید چندانی به نجات دریاچه و جلوگیری از وقوع فاجعه زیست محیطی توسط حاکمیت نیست .نمایندگان تکیه زده بر صندلی های سبز بهارستان اولویت های خود را دارند ومتاسفانه نهایت پیشنهاد عالمه و تخصصی آنان در ترک و کوچاندن ساکنان منطقه خلاصه شده بود.تفاوت اولویت های مردم با حاکمیت در این گونه موارد سخن تازه ای نیست ما سالهاست دچار این رنجیم ،لذا برماست که برای نجات دریاچه ارومیه ، خود چاره ای بیاندیشیم واز آن ساده عبور نکنیم هرچند در اصل این مسئله پیوندی با سیاست ندارد و سونامی نمک بخش وسیعی از آزربایجان و ایران را تهدید میکند اما نگاه نابخردانه مسئولان هماره هزینه های جبران ناپذیری را بر ملت تحمیل نموده واین بار نیز با نگاه امنیتی به موضوع دریاچه ارومیه ، اقدام به دستگیری فعالان آزربایجان نموده است .بر همه ی فعالان سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی است که با حمایت خود از حرکت اعتراضی مردم آزربایجان مجامع جهانی را متوجه اهمیت موضوع نموده تا شاید حاکمیت طرح آبرسانی را هم در کنار حمایت از مردم بحرین و غزه جزو اولویت های خود بحساب آرد.
کمپین حمایت از طرح ابرسانی به دریاچه اورمیه
نوشته شده در سیاست | ۱ دیدگاه »
حسی از جنس تورم روی سینه ام سنگینی میکند
تو باور نکن ،اما !
دردی از جنس زخم چرکین روی تنم تیر میکشد
توانستی در چشمانم خیره شو!
بغضی از جنس شکستن روی دلم سریز می شود
دهان بسته بودم ، نشد!
فریادی از جنس ممنوعه ها روی زبانم قد میکشد
از جنس حوایم ،بیا و آدم باش!
حالی از جنس تهوع روی ایمانم بالا می آید
عزیز کرده ی خدا هم باشی،
نمیدانستی بدان!
دنیایی از جنس اعتماد روی باور هایم آوار میشود .
نوشته شده در دل نوشته هایم | 3 دیدگاه »
چیستانها، ترانهها، تصنیفها و مثل ها را در همه جوامع، چه ابتدایی و چه پیشرفته و صنعتی ، فولکلور میخواند . علمای اجتماعی ، بویژه مردم شناسان ، فولکلور را جزیی از فرهنگ قومیو مقوله هنری یاادبی آن و شكلی از تعابیر زیبا شناسانه در میراث اجتماعی جامعه میپندارند. این گروه ، ادبیات نوشته یا روایاتهای سنتی مانند اسطورهها ، قصه ها ، افسانهها، مثلها ، ترانهها ،افسونها ، و غیر معماها و صورتهای دیگر ادبیات شفاهی را فولکلر میدانند و آیینها ، جشنها ، مناسك و شعائر مذهبی مذهبی ، بازیهای سنتی ، هنرها، دست ساختهها و دست بافتها و معتقدات مردم را از فولکلور جدا و از اجزای دیگر فرهنگ میانگارند .
فرهنگ عمومییا « فولکلور » یكی از اجزای سازنده فرهنگ است . همه فرهنگهای شناخته شده در جهان ، چه در جامعههای ابتدایی و روستایی كه تكنولوژی و ابزار كار ساده و ضعیف دارند وچه در جامعههای پیشرفته و صنعتی كه از تكنولوژی پیچیده و ابزار نیرومند برخوردارند ، واجد فرهنگ عامه میباشد و صورتهایی از آن را به كار میبرند.
فرهنگ عمومی،از میراث فرهنگی و جزیی از آموخته های شفاهی انسان و جامعه اوست. ایران به لحاظ چند گانگی فرهنگی ملیتی دارای تنوع فولکلوریک خاصی است که در عین زیبایی نشان از قدمت حضور ملیت های گوناگون در کنار یکدیگر است در لابلای فولکلور های ایرانی به وضح میتوان دادو ستد فرهنگی را در میان فرهنگ های چندگانه رد یابی کرد زیبایی ایران در تنوع موجود است در حفظ این یگانه تنوع حاصل بکوشیم و احترام به فرهنگ های ملت های ایرانی را برخود فرض بداریم .
در این پست بخشی از مثل های ترکی رایج در فرهنگ فولکلور آذربایجان ، همراه با ترجمه آورده شده است ، منابع عمده مورد استفاده شده در این مطلب دو اثر گرانقدر زیر است :
1- ترکی دیلینده مثل لر (امثال و حکم آذرابجانی ) تالیف علی اصغر مجتهدی
2- آتا بابالار دئییب لر ( امثال و حکم و اصطلاحات در زبان ترکی آذر بایجانی ) تالیف ع- ظفرخواه
و مثل ها و جملاتی که خودم در گفتمان های روزمره شنیده ام .
این پست همچنان باز خواهد بود و دوستان اگر مثل یا اصطلاحی را در خاطر داشتند میتوانند پیشنهاد دهند که با ذکر نام شان به مطلب افزوده خواهد شد. امیدوارم در نهایت ، مجموعه ی نسبتا جامعی از فرهنگ فولکلور آذربایجان در این پست گرد آوری شود .
1- آئینیه نجه باخسان اوزووی هایلا گوره ر سن ( به آینه همانطور که نگاه کنی خودت را همان طور میبینی )
2- یول حرامیسی اول ، یولداش حرامیسی اولما ( حرامی راه باش اما حرامی دوست نباش )
3- آت آت اولنجا ییه سی مات اولار ( تا اسب اسب شود دل صاحبش مات میشود )
4- آتا آنا اولمایان ، آتا آنا قدری بیلمز ( تا کسی پدر و ماد رنشود قدر پد رو مادر نداند )
5- آت اولنده یهری قالار آدام اولنده آدی ( از اسب لگامش میماندو از انسان نام نیک )
6- یئتیمه وای وای دییه ن چوخ اولار چوره ک وره ن اولماز ( فقرا را دلسوز فراوان و دستگیر نادر است )
7- آتی آت یانیندا باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار ( اسبی را در کنار اسب دیگر ببندی هم رنگ که نشود هم خوی می شود )
8- آت یریملکه ، انسان بیلکمله ( اسب را با روش راه رفتن آدمی را با دانش می شناسند )
9- یامان گونون عمری آز اولار ( عمر روز های سخت کوتاه است )
10- یالان تئز ایاق توتار ، یریمز ( دروغ زود پای میگیرد ولی پیش نمیرود ) به خواندن ادامه دهید »
نوشته شده در مقالات | بیان دیدگاه »